وزیرعلوم با اشاره به جایگاه علمی ایران در رتبه هجدهم یا نوزدهم جهان، کشور را یکی از ارزان ترین مقاصد آموزشی دنیا توصیف کرده و خواستار استقبال بیشتر از دانشجویان بینالمللی شده است؛ ادعایی که در کنار ظرفیت دانشگاههای ایران، پرسش مهمی را پیش میکشد: آیا شهریه و هزینه زندگی پایین برای تبدیل ایران به مقصدی رقابتی در بازار جهانی آموزش عالی کافی است؟
اظهارات حسین سیمایی صراف، وزیر علوم، درباره ارزان بودن ایران برای تحصیل دانشجویان خارجی، در نگاه نخست مزیتی مهم برای آموزش عالی کشور به شمار میرود؛ به ویژه در شرایطی که هزینه تحصیل در بسیاری از کشورهای مقصد دانشجویان بینالمللی افزایش یافته است. ایران از دانشگاههای باسابقه، اعضای هیئت علمی متخصص، ظرفیتهای پژوهشی و مزیتهای فرهنگی و جغرافیایی برخوردار است و میتواند برای دانشجویان کشورهای همسایه و منطقه مقصدی قابلتوجه باشد.
با این حال، ارزان بودن به تنهایی تضمین کننده موفقیت در جذب دانشجوی خارجی نیست؛ دانشجوی بینالمللی هنگام انتخاب دانشگاه، علاوه بر شهریه و هزینه زندگی، اعتبار مدرک، کیفیت آموزش، امکانات آزمایشگاهی، فرصتهای پژوهشی، شرایط اقامت، امنیت، امکان رفت وآمد و چشم انداز شغلی پس از فارغالتحصیلی را نیز در نظر میگیرد؛ بنابراین، پرسش اصلی نه صرفاً ارزان بودن ایران، بلکه میزان آمادگی دانشگاههای کشور برای تبدیل این مزیت به یک فرصت پایدار علمی، اقتصادی و فرهنگی است.
مزیت قیمت؛ برگ برنده ایران در رقابت منطقهای
وزیر علوم با اشاره به جایگاه علمی ایران در سطح بینالمللی، از ظرفیت کشور برای جذب دانشجویان خارجی سخن گفته و بر ضرورت استقبال بیشتر از آنان تأکید کرده است. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که ایران از نظر هزینههای تحصیل و زندگی، برای گروهی از متقاضیان منطقهای گزینهای قابل بررسی است.
هزینههای رقابتی میتواند دانشجویانی را جذب کند که توان پرداخت شهریههای سنگین دانشگاههای اروپا، آمریکای شمالی یا برخی کشورهای منطقه را ندارند. نزدیکی جغرافیایی، اشتراکات فرهنگی و دینی، روابط تاریخی و دسترسی زمینی به ایران نیز از عواملی هستند که انتخاب دانشگاههای ایرانی را برای متقاضیان کشورهای همسایه تسهیل میکنند.
با این حال، عبارت «ارزانترین مقصد آموزشی دنیا» نیازمند بررسی دقیقتری است؛ برای اثبات چنین ادعایی باید هزینه واقعی تحصیل و زندگی در کشورهای مختلف، در رشتهها و مقاطع مشابه، با یکدیگر مقایسه شوند. شهریه دانشگاه، هزینه مسکن، بیمه، حمل ونقل، خوراک، هزینه های اداری و امکان انتقال پول باید در این مقایسه لحاظ شوند. بدون چنین مطالعهای، ارزان ترین بودن را نمیتوان یک رتبه بندی قطعی و اثبات شده جهانی دانست.
از سوی دیگر، ارزان بودن ممکن است در صورت نبود سیاست گذاری مناسب به عاملی دوگانه تبدیل شود. اگر دانشگاهها برای جذب دانشجو بیش از اندازه بر قیمت پایین تأکید کنند، اما خدمات آموزشی و رفاهی متناسب ارائه ندهند، مزیت هزینهای به تدریج جای خود را به نارضایتی و کاهش اعتبار خواهد داد.
از ۷۵ هزار دانشجو تا هدف ۳۲۰ هزار نفری
آمارهای اعلام شده از سوی مسئولان آموزش عالی نشان میدهد ایران در زمینه جذب دانشجوی خارجی از ظرفیت قابل توجهی برخوردار است، اما هنوز تا اهداف تعیین شده فاصله دارد.
سید محمدباقر جعفری، مدیرکل امور دانشجویان بینالملل سازمان امور دانشجویان، اعلام کرده است که در پایان سال تحصیلی ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۵، حدود ۷۵ هزار دانشجوی خارجی در دانشگاههای ایران تحصیل میکردند. براساس برنامه هفتم پیشرفت، هدف گذاری شده است که این تعداد تا سال ۱۴۰۷ به ۳۲۰ هزار نفر برسد؛ هدفی که تحقق آن مستلزم افزایش بیش از چهاربرابری شمار دانشجویان بینالمللی در مقایسه با آمار اعلامشده فعلی است.
این فاصله نشان میدهد که صرف اعلام ظرفیت دانشگاهها یا پایین بودن هزینه ها برای رسیدن به هدف کافی نیست؛جذب چندصد هزار دانشجو نیازمند برنامه ای هماهنگ در حوزه پذیرش، زیرساخت آموزشی، خوابگاه، خدمات درمانی، پشتیبانی زبانی، صدور روادید و اقامت و ارتباطات بینالمللی است.
درهمین زمینه، سعید حبیبا، رئیس سازمان امور دانشجویان، براین نکته تأکید کرده است که کیفیت علمی دانشگاهها، اگر با فرایندهای اداری پیچیده و محدودیتهای غیرضروری همراه باشد، به تنهایی برای جذب دانشجوی بینالمللی کفایت نمیکند. او همچنین از اقداماتی برای تسهیل امور دانشجویان خارجی، از جمله ساماندهی فرایندهای پذیرش و اقامت و توسعه آموزش به زبان دوم خبر داده است
نکته مهم این است که افزایش شمار دانشجویان نباید به هدفی مستقل از کیفیت تبدیل شود. پرشدن ظرفیت دانشگاهها میتواند درآمد و پویایی بیشتری ایجاد کند، اما اگر امکانات آموزشی و رفاهی متناسب با رشد جمعیت دانشجویی توسعه نیابد، نتیجه ممکن است کاهش کیفیت خدمات و آسیب به اعتبار دانشگاهها باشد.
دیپلماسی علمی؛ سرمایهای فراتر از درآمد شهریه
جذب دانشجوی خارجی تنها یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه میتواند به توسعه روابط علمی، فرهنگی و اجتماعی ایران با دیگر کشورها کمک کند. دانشجویانی که چند سال در ایران زندگی و تحصیل میکنند، با زبان، فرهنگ، جامعه و ظرفیتهای علمی کشور آشنا میشوند و ممکن است پس از بازگشت به سرزمین خود، در دانشگاهها، مراکز پژوهشی، شرکت ها یا نهادهای دولتی و خصوصی فعالیت کنند.
سید مهدی ابطحی، معاون پژوهشی وزارت علوم، در اظهارات خود درباره جذب دانشجویان بینالمللی، بر اهمیت همزمان درآمد زایی و دیپلماسی علمی تأکید کرده و هشدار داده است که منافع بلندمدت علمی و جایگاه بینالمللی دانشگاهها نباید در اولویتهای بعدی قرار گیرد. او جذب دانشجویان تحصیلات تکمیلی را فرصتی برای تقویت ارتباط دانشگاههای ایران با شبکههای پژوهشی منطقهای دانسته است.
از این منظر، حضور دانشجویان خارجی میتواند همکاریهای دانشگاهی را گسترش دهد، زمینه اجرای پروژههای مشترک را فراهم کند و به تبادل تجربه میان استادان و پژوهشگران بینجامد. این تعاملات در رشتههایی مانند پزشکی، مهندسی، علوم پایه و فناوریهای نوین اهمیت بیشتری دارد؛ حوزههایی که همکاریهای بینالمللی در آنها میتواند به توسعه پژوهش و انتقال تجربه کمک کند.
البته چنین منافعی خود به خود ایجاد نمیشود؛ اگر دانشجوی خارجی صرفاً به عنوان منبع درآمد یا راهی برای پر کردن ظرفیتهای خالی دیده شود، بخش مهمی از ارزش دیپلماسی علمی نادیده گرفته خواهد شد. دانشگاهها باید برای مشارکت این دانشجویان در فعالیتهای پژوهشی، انجمنهای علمی، برنامههای تبادل فرهنگی و پروژههای مشترک فرصت واقعی فراهم کنند.
چالشهای پنهان؛ از زبان و بوروکراسی تا تحریم و رفاه
یکی از مهم ترین موانع جذب دانشجوی خارجی، فاصله میان ظرفیت علمی دانشگاهها و تجربه واقعی دانشجویان از زندگی و تحصیل در ایران است؛ مشکلات زبانی، دشواری دسترسی به اطلاعات، پیچیدگی امور اداری، محدودیتهای مالی و کمبود خدمات حمایتی میتوانند حتی دانشجویانی را که با انگیزه تحصیل وارد کشور شدهاند، با مشکل مواجه کنند.
پژوهشی با عنوان «چالشهای پیش روی دانشجویان بینالمللی در دانشگاههای ایران» که در سال ۲۰۲۴ در مجله علمی BMC Medical Education منتشر شد، تجربه ۱۶۵ دانشجوی بینالمللی سال اول دانشگاه علوم پزشکی تهران را بررسی کرده است. پژوهشگران این مطالعه، از جمله مریم تجور و الهه احمدی زاده از دانشگاه علوم پزشکی تهران، به مشکلاتی مانند موانع زبانی، دشواری دریافت اطلاعات، ناکارآمدی برخی فرایندهای اداری، مسائل فرهنگی، محدودیتهای مالی و کمبود فرصتهای بورسیه اشاره کردهاند. این یافتهها لزوم تقویت خدمات پشتیبانی، مشاوره آموزشی و برنامههای سازگاری فرهنگی را برجسته میکند. البته نتایج این مطالعه را نمیتوان بدون بررسی بیشتر به تمام دانشگاهها و دانشجویان خارجی ایران تعمیم داد.
در کنار این مسائل، تحریمهای مالی و بانکی نیز میتوانند انتقال شهریه، پرداخت هزینههای زندگی و انجام مبادلات مالی دانشگاهها با دانشجویان خارجی را دشوار کنند. حتی اگر هزینه تحصیل در ایران پایین باشد، دانشجو باید بتواند به شکل مطمئن و شفاف شهریه بپردازد و هزینه های خود را مدیریت کند.
رقابت منطقهای نیز مسئله دیگری است؛ کشورهایی مانند امارات و عربستان در سالهای اخیر برای توسعه دانشگاهها و جذب دانشجویان خارجی سرمایه گذاری کردهاند. در چنین شرایطی، ایران نمیتواند تنها با تکیه بر هزینه پایین وارد رقابت شود؛ بلکه باید کیفیت آموزش، امکانات پژوهشی، خدمات دانشجویی و اعتبار بینالمللی مدارک خود را نیز تقویت کند.
از سوی دیگر، افزایش تعداد دانشجویان خارجی بدون توسعه خوابگاهها، مراکز مشاوره، خدمات درمانی و آموزش زبان میتواند به فشار بر زیرساختهای موجود منجر شود؛ بنابراین، سیاست جذب دانشجو باید با ارزیابی ظرفیت واقعی هر دانشگاه و تعیین استانداردهای روشن برای خدمات آموزشی و رفاهی همراه باشد.
راه عبور از شعار؛ کیفیت را به معیار اصلی تبدیل کنیم
اگر قرار است ایران به مقصدی جدی برای دانشجویان بینالمللی تبدیل شود، سیاست گذاری این حوزه باید از تمرکز صرف بر تعداد پذیرفته شدگان فراتر برود. نخستین گام، تدوین برنامه ای شفاف برای معرفی دانشگاهها در بازارهای هدف و ارائه اطلاعات دقیق درباره رشتهها، شهریه ها، زبان آموزش، شرایط پذیرش، امکانات خوابگاهی و فرصتهای پژوهشی است.
گام دوم، کاهش زمان و پیچیدگی فرایندهای پذیرش، صدور روادید، اقامت و پرداخت شهریه است. راهاندازی سامانههای یکپارچه میتواند به کاهش مراجعات اداری کمک کند، اما موفقیت آن به پاسخ گویی مؤثر و هماهنگی میان دانشگاهها و دستگاههای مسئول وابسته است.
گام سوم، تعیین استانداردهای قابل ارزیابی برای خدمات دانشجویان خارجی است؛ دانشگاهها باید علاوه بر آمار جذب، درباره میزان رضایت دانشجویان، نرخ ماندگاری و فارغالتحصیلی، کیفیت خدمات رفاهی، مشارکت در پژوهشهای مشترک و وضعیت اشتغال یا ادامه تحصیل فارغالتحصیلان نیز گزارش ارائه کنند.
در نهایت، لازم است سیاست جذب دانشجوی خارجی با برنامه توسعه علمی کشور پیوند بخورد. جذب دانشجویان مستعد در مقاطع تحصیلات تکمیلی، حمایت از پژوهشهای مشترک و فراهم کردن امکان تعامل علمی پایدار میتواند ارزش بیشتری نسبت به افزایش صرف تعداد دانشجویان ایجاد کند.
اظهار نظر وزیر علوم درباره ارزان بودن ایران، فرصتی برای بازنگری در سیاست بینالمللی سازی آموزش عالی فراهم کرده است؛ اما ارزان بودن باید نقطه آغاز رقابت باشد، نه تمام راهبرد آن. ایران برای تبدیل ظرفیت علمی خود به مزیت پایدار، باید بتواند به دانشجوی خارجی نشان دهد که در کنار هزینه مناسب، از آموزش باکیفیت، خدمات قابل اتکا و چشم انداز روشن علمی برخوردار خواهد شد.
اینکه ایران برای جذب دانشجوی خارجی ظرفیت دارد، اما موفقیت در این مسیر به ترکیب سه عامل وابسته است: هزینه رقابتی، کیفیت آموزشی و تجربه مطلوب دانشجویی. اگر این سه عامل در کنار دیپلماسی علمی و مدیریت کارآمد قرار گیرند، جذب دانشجوی بینالمللی میتواند به منبعی برای تقویت دانشگاهها، توسعه اقتصاد آموزش عالی و گسترش ارتباطات علمی ایران با جهان تبدیل شود؛ در غیر این صورت، ادعای ارزان ترین مقصد آموزشی دنیا ممکن است در حد یک مزیت تبلیغاتی باقی بماند.





نظر شما